سلام به همگی . دوباره یه واقعه ی جدید برای یکی از دوستام . واقعا میگن آدم از یه دقیقه ی دیگه ش خبر نداره ها. اگه بدونین چه شوکی بهش وارد شده همین دیروز کلی گریه کرد برام. حامله هم بود طفلی در اثر این شوک که بعدا جریانش رو براتون میگم چون خیلی مفصله و نمیشه سرهم بندی تعریف کرد دردش میگیره و امروز ظهر میره بیمارستان بستری میشه گفتن شاید بچه بخواد بدنیا بیاد تازه وارد ۷ ماهگی شده منم عصر پیشش بودم اومدم یه مشت چیز میز ببرم و دوباره برگردم بیمارستان دعا کنین خطری برای بچه ش نباشه و حتالامکان بتونن از زایمان زودرس جلوگیری کنن اگرنه بچه صحیح و سالم بدنیا بیاد . فقط همینو بگم یهو سایه یه زن رو تو زندگیش دید اونم چجور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه شوک واقعی که فکر نمیکنم این مدلی رو تاحالا شنیده باشین . التماس دعا برای بچه ش.
تو مسئله این از همه تون یاری و نظرخواهی میخوام چون واقعا خودم هم نمیدونم چی بگم خودش هم . باید شب بیمارستان بمونم پیشش تا فردا ببینیم چی پیش میاد .
پ ن: وای همتون حدستون غلط بود نمیدونم من اسمش رو خیانت نمیذارم حداقل تو این مدل . الان اومدم خونه میخوام برم بخوابم
اصلا شب نخوابیدم فعلا دردش آروم شده ولی باید بمونه گفتن شاید دوباره شروع بشه . فقط اینو بدونین از اون نوع خیانتایی که شما فکرشو میکنین نبوده باید هم درست توضیح بدم نه اینکه الکی . ایشالله یا امروز یا فردا مینویسم . اینم که گفتم نظر تونو میخوام بدونم نه الان چون چیزی که نگفتم . اینو گفتم که آماده باشین برای نظرهای بیطرفانه و خودتونو تو موقعیت قرار بدین وقتی موضوعو فهمیدین چون خودم اصلا گیجم منم تو شوک هستم . بهش هم گفتم که از چن نفر آدم بیطرف نظر میپرسم .بهم فحش ندینا![]()

