تبليغاتX
صدف - هر دم از این باغ بری میرسد

صدف

ممنون از همه ی دوستان بابت تبریک روز مادر. راستش هفته ی پیش هفته ی خوبی برای من نبود. پسرم پاش شکست و خیلی ناراحت بودم واقعا درد آوره بچه زجر بکشه و تو بشینی نگاش کنی و غصه بخوری .  حالا تازه وقتی از گچ دراومد باید یه ورزشهای خاصی به پاش بده آخ الهی ننه ت بیمره برات. خوب فعلا نوشتنم نمیاد شاید دوباره اومدم یه چیزی اضافه کردم . ولی خداییش از سال ۲۰۰۰ باینطرف همینجور داره برای من میرسه .

خوب حالا یه کم حال و هوا رو عوض کنم . دیروز یکی از دوستام که تو همسایگیمون هم هست بهم زنگ زده که بیا میدونم تو هم بخاطر اتفاقات اخیر دلت گرفته بیا یه کم میخوام درد دل کنم برات . صداش هم خیلی گرفته بود وقتی رفتم دیدم آره با شوهرش دعواش شده و چشماش هم گریه ای بود خلاصه نشستیم و آها این خانوم ترک تبریز هم هست. خلاصه گریه هایی میکرد که دل سنگ کباب میشد از اونطرف هم هی به شوهرش فحش میداد که به خانواده م توهین میکنه همینجور داشت به کاراش هم میرسید مثلا یکی یکی چیزاشو اتو میکرد و برام حرف میزد همینجور که داشت فحش شوهرش میداد هی دیدم یه چیزایی اتو میکنه و تا میکنه میذاره کنار با دقت . خیلی هم بزرگ نیستن نیگاه کردم دیدم شورت شوهره هست . خلاصه یه نیگاه بهش کردم گفتم قسم حضرت عباس و باور کنم یا دم خروس داری کرور کرور بهش فحش میدی از اونطرف هم داری شورتاشو با نهایت دقت اتو میکنی؟  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:18  توسط صدف  |