منم استقبال کردم و قرار شد ساعت ۷ برم دنبالش و خوش خوشحال رفتم برای خودم گشتن و پول ریختن تو جیب کسبه ی محترم( نا گفته نماند که ایندو باهم قرار گذاشتن بزرگ که شدن باهم ازدواج کنن ۳ تا بچه هم بدنیا بیارن )خلاصه داشتم سوار میشدم که برم بطرف خونه ی ماریا که مامانش زنگ زد که ماریا خیلی دوست داره فینقیلی شب رو اینجا بخوابه خواستم ببینم چی میگی؟
منم گفتم :میخوام با خود فینقیل حرف بزنم که دیدم اونم خوشحاله و قرار شد لباس خواب و مسواک و لوازم ضروری رو براش ببرم تو دلم هم خوشحال بودم که بچه م داره بزرگ میشه خلاصه همه چیز رو براش بردم وهمه چی خوب بود یه ماچ شب بخیری هم رد و بدل کردیم و اومدم تا اینکه طرفای ساعت ۹ . ۹ ونیم بود که تلفن زنگ خورد که فینقیلی دلش تنگ شده و باهاش حرف زدم میگفت: دلم برای اتاقم تنگ شده دلم برای خونمون هم تنگ شده برای تو هم خیلی دلم تنگ شده خلاصه گفتم آماده شو که میام دنبالت که گفت : ماریا میخواد باهات حرف بزنه گفتم : ای بچشم. ماریا سلام کرد و گفت: یه سوال . میگم صدف وقتی ما باهم ازدواج کردیم اونموقع تو هنوز زنده ای؟ منم با حرص گفتم: معلومه که زنده ام مثل مامان بزرگای تو اوناهم هردو زنده ان. دختره ی گیس بریده ی چش سفید از حالا آرزو مردن منو داره . عجب بچه هایی بخدا پیدا میشن .
۲. بااجازه شما هفته ی پیش هم مهمونامون اومدن از آلمان همراهشون یکی از آشناها ( یه خانوم و آقا) هم که از ایران اومده بودن باتورای مسافرتی بودن و خیلی خوش گذشت و بخور بخور راه انداختیم حسابی. اونایی که از آلمان اومده بودن زحمت کشیده بودن سرراهشون گلهای خیلی خوشکلی برام خریده بودن با شکلاتای خوشمزه من عاشق گل هستم مخصوصا وقتی کسی برام میخره اصلاهم معتقد نیستم که میگن گل خراب میشه و این حرفا مهم خریدنش هست چون هم نشونه ی دوست داشتن و احترامه هم اینکه طرف وقت میذاره برای انتخابش. اون خانوم و اقا هم که از ایران اومده بودن برام یه قاب خاتم آورده بودن که وای من از قاب خاتم متنفرم در واقع بمنزله ی فحش خواهر مادری میمونه برام اصلا انتظار هدیه نداشتم ولی کاش همین قاب خاتم هم نداده بودن از اون قابهای دراز هم هست که نمیشه حداقل عکس توش گذاشت که استفاده ی مفید کرد.
دائم هم میگفتن ببخشید دیگه خودتون که میدونین ایران که چیزی نداره . میخواستم بگم خواهش میکنم اگه چیزی نداره خوب نمیخواست همین هم بیارین . بعدشم فکر نمیکنم هیچ کشوری باندازه ی ایران چیز میز واسه سوغات داشته باشه . زعفرون که داره. خوب اون گرونه؟ گز که داره سوهان در انواع مختلف لقمه و معمولی و پسته و هزار کوفت و زهر مار چطور ایران چیزی نداره و همه چیز نایابه. همون تو فرودگاه امام نبات هم حتا میفروشن . دیگه انقد تو سر مملکت نزنین . فقط قاب خاتم داره؟ نمیدونم این قابها الان قیمتش چنده درسته که از میراث فرهنگ ی و از این حرفاس ولی چه میشه کرد من دوست ندارم از کسایی هم که این صنایع رو جزو میراث آباو اجدادی میدونن معذرت میخوام بنده بی سلیقه تشریف دارم.
۳. چن وقت پیشا یه وبلاگ میخوندم از یکی از دوستان وبلاگ نویس تو شرایط بحرانی بسر میبرد و هوس سیگار کرده بود آقا این هوس رو کرده بود بنده خدا هزارو یک کامنت گرفته بود در مورد مضرات سیگار یکی نوشته بودمعتاد میشی یکی نوشته بود چه میدونم ضرر داره. واقعا فکر نمیکنین کسی که این هوس رو میکنه فکر همه این چیزارو کرده ؟ آخه آدم بایه نخ سیگار تو یه هفته یا فوقش دونخ سیگار در هفته معتاد میشه؟ یادم به مامانم افتاد اونوقتا اگه اسم دوست پسر میاوردی فکر میکرد همین الان میخوای باهاش بری تو تخت خواب و بعدش هم سر ضرب حامله بشی. بنظر من هر کسی مختاره در مورد بدنش و سلامتیش تصمیم بگیره خوب طرف میخواد سیگار بکشه خوب بکشه آسمون که به زمین نمیادمن تبلیغ نمیکنم ولی خوب کسی که تو شرایط بدیه و میخواد هوسی یه نخ بکشه انقدر موعظه نداره.
۴. من اینروزا دیگه هر روز دارم میرم سرکار خیلی کم حوصله شدم بعداز تعطیلات تابستون شروع کردن کار خیلی سخته. راستی میبینم خیلیا سریال لاست رو نگاه میکنن اونموقعی که اینجا تو تی وی نشون داد من همش باین فکر میکردم که حتما یه ارایشگر هم بااینا همراه بوده نه زیرابروهاشون درمیادهمیشه هم تر و تمیز هستن راستی خانوما تو لاست وقتی پریود میشدن چیکار میکردن؟ همیشه این برای من سوال بود.

