تبليغاتX
صدف

صدف

مرسی بابت تبریکاتون همه تونو دوست دارم . راستی فکر نکنین خیلی پیرما من ۲۱ سالم بود که عقد کردم. پرسیده بودین الان احساسم چطوره؟ والله دروغ چرا تا قبر آآآآ. خوب خیلی فرق کرده در واقع بچه که میاد اختلاف نظر زیاد میشه از اون طرف هم عشق و توجه  بیشتر طرف بچه میره.

راستش من هنوز که هنوزه خصوصی میگیرم در رابطه با معادل اس هول که تو فارسی داریم و همه اتفاق نظر دارن که تو فارسی میگیم بچه ک/ و. ن.ی . ولی آخه عزیزان من ما تو ایران یادمه هیچوقت خانوما و دخترا رو باین لقب مزین نمیکردیم بیشتر پسرا این فحش رو میخوردن . پس نمیتونه این باشه .

یکی هم نوشته بود ک.و. ن  گشاد نه اونم نیس دیگه اخه ما بادم تنبل میگیم. در هر صورت مرسی که انقدر به مغزاتون فشار آوردین.

جاتو خالی من تعطیلاتم اومدم سوئد تو خونه ی جنگلی همون که برای کریسمس هم اومده بودیم. با چن تا خانواده هم هستیم ولی حیف که هوا بارونیه امروز بهتر بود خلاصه وسط جنگلیم. جای همه تون خالی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 1:42  توسط صدف  | 

عید مبعث به همه مبارک .

 

عید مبعث سالگرد عقد منم هست ( "عقد" نه ازدواج) عید مبعث سال ۱۳۷۶. ازدواج یه سال بعدش بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 21:27  توسط صدف  | 

من اینروزا در تعطیلات بسر میبرم حوصله ی آپ کردن ندارم ولی میبینین که بهتون سر میزنم و کامنت میذارم. مرده شور بلاگفا ی کوفتی ببرن بعضی وقتا اصلا کد نمیده برای کامنت دادن . زرین تاج جون چن روزه اومدم وبت نتونستم کامنت بزارم فقط بهت میگم الهی آمین با نفرینات موافقم.

 

 

 

.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 1:8  توسط صدف  | 

تا حالا دقت کردیم فحشای ما چقدر قدرت داره ؟ واقعا فحشای ما فحش هستا البته خداییش بیشتر هم فحشای پسرونه هست دخترا من زیاد ندیدم اون مدلی فحش بدن ولی خیلی عمیق هست و تا درون طرف رو میسوزونه و بخاطرش هم ممکنه کتک کاری و خین و خینریزی راه بیفته چن روز پیش بادوستام که همه از ملیتای مختلف بودن رفتیم بیرون و بهم پیشنهاد شد که چن تا فحش ایرانی بهشون یاد بدم ضمنا یکی از دوستام یه خانوم اسپانیایی باهاش بود که از بارسلونا اومده بودن و شوهر این خانوم اسپانیش ایرانی بود خلاصه یکی از دوستام گفت مثلا لعنتی به فارسی بهمون بگو چی میشه منم خندیدم گفتم بابا لعنتی که در نظر ما فحش نیست ما یه فحشایی داریم البته بیشترش پسرونه هست . همه با تعجب :وا  مگه فحش هم پسرونه دخترونه داره؟ من با خنده: نه ولی خوب من زیاد از دخترا نشنیدم شاید وقتی با هم هستن بگن اونم نه خیلی بیشتر پسرا و مردا استفاده میکنن یکی از علتایی هم که دخترا نمیتونن موقع مسابقات تیم ملی فوتبال به باشگاه برن تو ایران و هموطناشونو تشویق کنن همینه که پسرا وقتی هیجان زده میشن فحش میدن. همشون باهم : وقتی هیجان زده میشن؟

من: نه ای بابا چجور بگم خوب ازدست تیم حریف عصبانی میشن دیگ ه از این فحشا میدن ما بهش میگیم فحش خواهری و مادری . خانوم اسپانیشه : اره منم شنیدم میگن فحش خواهری مادری ولی هیچوقت نشنیدم چه مدلیه . منم با قول گرفتن از اون خانوم اسپانیشه که شوهرش بویی نبره که اصلا منو دیده گ فتم خوب بزارین براتون بگ م با معنی. چون خانومه اصلا اسپانیا زندگی میکنه برای دیدن مامان و بابا ش اومده بوده دانمارک شوهر ایرانیش هم الان همون اسپانیا هست خیالم راحت بود که اوکی هست. خلاصه اون خانومه موبایلشو دراورد که یادداشت کنه بقیه هم سراپا گ وش گفتم مثلا یکی از فحشا فلان تو فلان مادرت یا خواهرت. یا مادر و خواهرت فلان کاره هست .البته ناگ فته نماند که این کلمه ج...ده به تنهایی تو همه ی فرهنگها فحش هست .ولی براشون عجیب بود که به مادر و خواهر هم میگ فتن. منم البته بفارسی میگفتم . اونا هم با تعجب : وا خوب چیکار به مادر و خواهر هم دارن ؟ مگه میشناسن خواهر و مادر همدیگرو ؟ مثلا فحش فلان تو فلان میخندیدن میگفتن خوب این که یه لطفه در حقه مادر یکی که پیره فحش نیس.

تو همین جریان یه عده یادآوری کردن اون برنامه ای که چن سال پیش نشون داد جریان از این قرار بودکه : رییس سازمان پناهندگی داشت با چن تا ایرانی که اومده بودن جواب بگیرن داشت بحث میکرد و مترجم هم براشون ترجمه میکرد آقای مسئول آب پاکی رو ریخت رو دستشون و گفت ایران تو شرایطی نیست که ما به شما جواب مثبت بدیم و.... آقا اونا هم عصبانی شدن شروع کردن به فحشای خواهر ج....ده و مادر ج...ده. اونم با خونسردی به مترجم گفت: همه رو ترجمه کن چی میگن؟ مترجم: دارن فحش میدن مثلا میگ ن مادرت و خواهرت ج..ده هست. اونم با خونسردی : اینا مگه مادر منو میشناسن؟ خوب حالا 

So What? خلاصه همه این برنامه رو یاد کردن. موقع خداحافظی خانم اسپانیشه اومد یه عالمه تشکر ازم کرد گفت : مادر شوهر و خواهر شوهرم هر سال میان از ایران خونه مون ۳ ماه میمونن نمیدونی چقدر ادمای بدی هستن . خیلی خوب شد این فحشای مادری و خواهری رو بهم یاد دادی همه شون رو حفظ میکنم گرچه من ازش درس همون روزو  پرسیدم شاگرد با استعدادی بود همون موقع کلی حفظ شده بود لهجه ش هم خوب بود فقط من بهش گفتم باید رو بعضی حرفا بیشتر تیک کنه. بهش گفتم شوهرت چی ؟اون چطوره ؟ گفت اون هم وقتی اونا رفتن تایه ماه بعدش همش حرف زیادی میزنه و دنباله رو حرف اونا میشه منم بهش گفتم :خوب وقتی میبینی حرف زیادی میزنه باخونسردی بهش بگو انقد .... شعر نگو. خانومه دو تا فحش رو خوب بلد بود یکی ج....ده که گفت حالا معنیشو فهمیدم ویکی هم پدر سگ که میگفت مادر شوهرم و خواهرشوهرم اینو وقتی با شوهرم حرف میزنن خیلی میگن و بعدش شوهرم خیلی عوضی میشه.بعد نشستم واقعا به قدرت و قوت فحشامون فکر کردم ولی تنها فحشی که ما تو فارسی نداریم کلمه ی اس هول هست که من خودم اینجا زیاد بکار میبرم و خیلی بنظرم قدرت داره ولی تو فارسی معادلی براش پیدا نمیکنم. چیزی به ذهنتون میرسه؟ 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 21:32  توسط صدف  | 

تجربیات منو در مورد آدمای شهرای کشورمون ( البته اون جاهایی که من تجربه داشتم ) رو خوندین حالا میخوام در مورد آدمای کشورای مختلف بنویسم البته اینا همه جامع و کلیه بجز دانمارک(اسکاندیناوی) که خیلی باهاشون سروکار دارم وباتحقیق و تفحص صورت پذیرفته:

دانمارکیا: یه اصطلاحه میگن به دتا دوبلیو تو اسکاندیناوی نمیشه اعتماد کرد یکیweatherو دیگری Women. واین کاملا درسته جامعه یه جامعه ی زن سالاری هست که خوب یه خوبیایی داره یه بدیهایی. که حتا متعصبترین فمینیستای ایرانی هم که با دانمارکی ازدواج کردن بهش معتقدن. اولا مرداشون خیلی سیب زمینی هستن خیلی بره هستن بعضی وقتا آدم شک میکنه اینا مردن یا نه. خداییش برای ما که از یه فرهنگ دیگه میایم خیلی محسوسه. دونفر پارتنر یا زن و شوهر یا دوست دختر و پسر که دارن باهم زندگی میکنن از همون اول یه قانونایی رو برای خودشون میذارن که دیگری باید رعایت کنه. برای مثال: زن خیلی قدرت داره تو خونه ولی خیلی هم کار میکنه یعنی دیرتر از مرد خونه نیاد زودتر نمیاد. و همه چی باید طبق یه برنامه ریزی باشه مثلا معمولا باهم تصمیم میگیرن شام چی بخورن تو قطار اگه نشسته باشین یا سرکار به محاوره ی دو زوج گوش کنین باین صورته معمولا: مرد: عزیزم شب چی بخوریم. زن: بهتره ماهی بخوریم صبر کن ببینم سالاد داریم ؟...... نه سالاد نداریم سس هم نداریم . مرد: بهتر نیست بعد از کار باهم بریم خرید؟ زن: وای چه عالی پس سوپر ....... منتظرتم ساعت ۱۶:۳۰ . اوکی میبینیم همدیگه رو . خلاصه وقتی میرن خرید اینجور نیست که چون خانوم ممکنه خسته بشه چیزی دست نگیره هر دو باهم کمک میکنن همینطور خرج کردن هم از قبل برنامه ریزی میکنن که کی قسط خونه بده کی ماشین که پول آب و برق و خرج خورد و خوراک . وقتی میان خونه باهم مشغول غذادرست کردن میشن یه نفر سالاد یه نفر غذا اونی که غذا درست میکنه نباید ظرف بشوره و غذا هم اگه امروز خانوم درست کرد فردا نوبت آقاست. موقع رستوران رفتن هم اگه خانوم پیشنهاد شام بیرون رو بده خانوم باید پول بده نمیشه که دعوت کنه ولی پول نده و برعکس این جور نیست که خانوم نباید دست تو جیب کنه. اینو خیلی دوستای ایرانیم که با دانمارکی ازدواج کردن خیلی اذیت میشن سر این مسئله و یکی دوتاشون هم گفتن ما تو فرهنگمون نیست رستوران رو تو حساب کن بجاش غذای دوسه روز خونه رو من میخرم. اینجوری برنامه ریزی هست بچه ها سر ساعت معین باید برن توتخت هر چقدر هم گریه کردن همینه که هست باید یاد بگیرن تنها بخوابن. اینجوری خانوما مستقل هستن حالا از زبون یه فمینیست دو آتیشه که دوست و همکار خودمه بشنویم که چه معایبی داره : این نگار دوست من از اون فمینیستهای متعصب هست که من بدتر از اون ندیدم کسیه که وقتی حرف میزد از مردای ایرانی عین جمله ش این بود: مرده شور مردای ایرانی بوگندو ببرن که تنشون مثل گوریل میمونه از بس مو داره بدناشون هم اصلا بو مرد میده کثافتا بفکر شکم و زیر شکمشون هستن مگه فقط احتیاج زن مالیه ؟ یه خرجی میدن باید زن بنده شون باشه بیان از این غربیا یاد بگیرن زنداری رو. ولی همین نگار وقتی باهاش از زندگیش حرف میزنی اینجور میگه: ( البته این حرفارو به من میزنه میدونه کسی نیستم سرزنشش کنم یا گفته شو برخش بکشم کلا همیشه شنونده هستم) این از نظر نگار خانوم فمینیست:

صدف من اصلا برنامه ریزیهای دقیق هرروزه شوهرم رو نمیتونم دنبال کنم که کی چی بخره کی غذا درست کنه برای همین باهاش بتوافق رسیدم که روزی که نوبت غذادرست کردن منه لطفا بهم زنگ نزن : عزیزم شام برنامه چیه؟ من خودم میرم خرید و میام خونه غذا درست میکنم تو ظرف بشور. برای رستوران هم بعضی وقتا من پول میدم ولی یه بار خیلی تو فکر رفتم رفته بودیم کافه تریا من گفتم من آبجو برات میخرم تو بشین . اونم خیلی راحت گفت : مرسی. ولی همون موقع دلم برای رفتار بابام تنگ شد که نمیذاشت زنش دست تو جیب کنه نه اینکه از پول دادن ناراحت باشم از نظر معنوی بهش نیگاه میکنم و بعضی وقتا برای این اخلاقا دلم تنگ میشه برای دوستای خانوادگیمون هم که حرف میزنم میگن با خنده که پس خل بودی که با ایرانی ازدواج نکردی. درسته خیلی کارا میکنم که زنای ایرانی نمیکنن ولی دلم هم برای هدیه های گرون قیمت تنگ میشه بعضی وقتا مردای اروپایی هدیه میخرن ولی بیشتر به ارزش معنوی همون صرف هدیه دادن نگاه میکنن . این مسائل برای اوائل خیلی هم قشنگه ولی بعد از یه مدت آدم دلش برای اون دست و دلبازیای مردای ایرانی تنگ میشه . وقتی سکس داریم دلم میخواد به زبون فارسی باهام حرف میزد برعکس زن ایرانی تو رختخواب هم زن باید حاکم باشه . این از حرفای نگار فمینیست بود. بنظر خود من زنای دانمارکی خیلی مستقلن ولی خداییش خیلی هم کار میکنن یعنی فرصتی برای عزیز کردن و لوس کردن خودشون ندارن یعنی در کل بگم زن بودن رو تجربه نمیکننن واین منی که یه زن ایرانیم خیلی باعث میشه که براشون تاسف بخورم چون صرف احساس زن بودن احساس شیرینیه . کاش میتونستم واضح تر بیان کنم خانومها بهتر میفهمن زن بودن و لوس کردن یعنی چی. اینایی که تو فیلما میبینین ظاهر هست.

آلمانیا: زنای خیلی باسیاستی دارن بیشتر پابند خانواده هستن تا زنای اسکاندیناوی و خانواده دوستن به مرداشون میرسن هر کی که دیدم با آلمانی ازدواج کرده خوشبخت شده ولی اینم بگم اینایی که من دیدم آلمانیای خوشکل و گوگول مگوری نبودنا یا سنشون بالا بوده یعنی بنا بعبارتی پیرزن بودن یا زشت بودن فقط یه مو زردی داشتن.

انگلیسیا: خیلی شبیه ایرانیا هستن از نظر حفظ ظاهر و چشم و همچشمی و این که مردم در موردشون چه فکری میکنن چه مارک لباسی بپوشن و کدوم رستوران برن مک دونالد کمترین طرفدار رو داره بخاطریکه بی کلاسی میدونن رفتن به مک دونالد اینارو الکی نمیگما یکی دوتا دوست انگلیسی داشتم برام گفتن. 

  چشمبادومی( چینی . ژاپنی): خیلی زنای خانم و خوبین کم توقع و کاری مردایی که باهاشون وصلت میکنن خیلی خوشبختن اگه کسی بخواد بیبی سیتر بگیره اگه خوش شانس باشه یه چشم بادومی پیدا کنه هیچ غمی نداره هم قانع هستن هم مهربون وکاری. ولی مادر شوهر تو زندگیشون همه کاره هست یه دوست دارم پدر شوهرو مادر شوهرش اومدن دانمارک موندن با اینا زندگی میکنن و زن و شوهر جوون و یه بچه تو یه اتاق فسقلی میخوابن اونا اطاق بزرگ رو در دست دارن و مادر شوهر و پدر شوهر رییس خونه هستن و پسرو عروس کار میکنن اینا تصمیم میگیرن.

هندیا و پاکستانیا: خدانکنه طلاق بگیرن زن طلاق گرفته بدبخته یه دوست دارم ۹ ساله جدا شده هنوز خانواده ش تو هند خبر ندارن فقط مامانش میدونه برادراش نمیدونن. پاکستانیا هم بنده ی مادر شوهرن چن تا دوست پاکستانی دارم بعد از کار یا کلاس یه راست باید برن خونه ی مادرشوهر کارای اونو بکنن و غذاشونو اونجا بخورن برای خواب میان خونه خودشون.

عربها: عراقیا و لبنانی مدرنتر از اونای دیگه هستن مصریا که اصلا خودشونو عرب نمیدونن مراکشیا هم خودشونو همش به فرانسه میچسبونن و آدمو کچل میکنن از بس پز زبون فرانسویشون میدن. کلا مردای عرب خیلی براشون مهمه که هر از چن ماهی برای زنشون طلا بخرن خیلی خیلی اینو آبرو ی خودشون میدونن. یه دوست ایرانی دارم با عرب بحرین ازدواج کرده دوستم از طلاهای ظریف خوشش میاد زیاد هم طلا نمیندازه کلا سر همین کلی بحث داره با شوهره که تو آبرو تو فامیل نذاشتی برای من جلو فامیل. دوستم میگفت شب عروسیمون سرویس خیلی شیک و ظریفی انداخته بودم همه ی زنای فامیلشون یه نیگاه به سرویسم میکردن و با سرزنش نگاه شوهرم میکردن و سر تکون میدادن. کلا همه دوستای عرب من همه شون هر از گاهی یه طلای جدید باید بخرن شوهره هم حتما باید باهاشون باشه و براشون بخره چون اینجا عرب زیاده تو محله ی عربا طلافروشی هم خیلی زیاده.

ترکهای ترکیه: خیلی خیلی هوای همو دارن حتا اگه باهم دشمن باشن بین ایرانی و ترک اون ترکه رو انتخاب میکنن و اصلا نشون نمیدن کلا جماعت متحدی هستن برای همین هم اروپارو دران تسخیر میکنن و بچه هاشون هم ترکی رو بدون لهجه همشون حرف میزنن خیلی زبانشون براشون مهمه که حفظ بشه برای همین هم ترکها ملیتی هستن که باوجودیکه از بچگی اینور بزرگ شدن و خیلیاشون اینجا بدنیا اومدن ولی با زبان اینجا مشکل دارن چون بیشتر از طرف فامیلشون تاکید شده رو زبان خودشون. خیلی خودشونو قبول دارن و تاحدی خودشونو اروپایی میدونن. ترکای ایران رو اصلا قبول ندارن و خیلی پایین بهشون نگاه میکنن تا حالا از خیلیاشون شنیدم وقتی گفتم ترکای ایران تاکید کردن:که صدف جون  اونا آذری هستن نگو ترک اونا به ما ربطی ندارن زبانمون هم میفهمیم همدیگه رو ولی یکی نیست یا بارها شده گفتم دوستم ترکه ایرانه؟ گفتن : آها منظورت آذریه؟ خیلی خیلی خودشونو قبول دارن و زیاد غریبه رو مخصوصا ایرانی رو تو خودشون راه نمیدن زیاد با ایرانیا خوب نیستن خودشونو خیلی بالاتر میدونن.

شما هم از تجربیات خودتون بنویسین .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:59  توسط صدف  | 

خوب بسلامتی تصورات من رو خوندین بعضیاتونو که اندازه ی قدتونو ننوشته بودم باین خاطره که همیشه نشسته پشت کامپیوتر تصورتون میکنم از اونایی هم که تپل تصورشون کردم باید معذرت بخوام آخه اسم بعضیاتون مخصوص آدمای تپله یا مثلا آدم یه خانوم تپل رو باین اسم تو بچگیش میشناخته این تصویر تو ذهنش نقش گرفته.  حالا میخوام خصوصیات   مردای شهرای مختلف رو بگم البته سعی میکنم از تجربیات خودم استفاده کنم مثلااون چیزایی که از شوهر دوستام یا مردای فامیل دیدم. البته نمیشه کاملا عمومیت داد ولی خوب من اون تصوری رو که تو ذهنمه رو مانیتور میارم. ضمنا ازمردای شیرازی محترم هم تقاضا میشود کنترل اعصاب خودشون رو داشته باشن و به خودشون مسلط باشن من خودم شیرازیم همه فک و فامیلم هم شیرازیه برای همین اگه کسی قراره تعصبی بشه و به غیرتش بر بخوره اول خودمم . و این خصوصیات هم در مورد مردای شیرازیکاملا درسته بدون شک و شبهه. ممکنه در مورد شهرای مختلف اشتباه کنم ولی شیراز نه. اگه هم تحمل ندارین نخونین به تو هستم خشت مال نیای بگی دروغه و من اشتباه میکنم من هیچم اشتباه نمیکنم اصلا میدونی چیه وبلاگ خودمه دوست دارم توش فحش بدم اونم به همشهریام.

۱. مردای شیرازی: بچه ننه به معنای کامل کلمه . ننه دوست و خواهر دوست. ممکنه تا وقتی زن نگرفتن باین پررنگی نباشه ولی وقتی زن گرفتن بوضوح توشون دیده میشه . موقع رانندگی ننه باید بغل دستشون بشینه زنه عقب. اگه عاشق یه دختر باشن با جون و دل هم بخوانش ننه هه بگه نه میگن چشم یعنی مادر تصمیم گیرنده هست براشون . وقتی دوست دختر دارن کم پیش میاد خرجی برای دوست دخترشون بکنن یعنی اصلا نمیکنن مگر اینکه مطمئن بشن مال خودشونه اونم نه اینکه فکر کنین خیلی دست به جیب آشنا هستنا نه.فقط برای ننه شون از دل و جون مایه میذارن. بعضیا که جلسه اول خواستگاری هم همراه مادره نمیرن میگن وقتی مادرمون بپسنده یعنی ما هم پسندیدیم اینو قسم میخورم که خیلی دیدم. خاله زنک تا دلتون بخواد خدا نصیب گرگ بیابون نکنه مادر شوهر شیرازی حالا چی؟ پدر شوهره هم یه پا مادرشوهر گری میکنه یعنی پسرا وقتی پیر میشن خودشون یه پا مادرشوهر میشن بسکه خاله زنک هستن و بر دل مادرشون درس دیدن. تازه خیلی وقتا خاله ی شوهر هم خودشو موظف میکنه اگه خدای نکرده مادر شوهره یه چیزی از قلم انداخت یادآوریش میکنه . ولی خوب شیرازیا تو مهمون نوازی خیلی خوبن علتش هم اینه که خیلی حرف حرفکی هستن از بس پشت سر هم حرف میزنن خودشونو موقع مهمونی جر میدن که یه وقت کسی پشت سرشون حرف نزنه. تعارفاشون هم ما میگیم تعارف آب حمومی نمیدونم وجه تسمیه تعارف آب حمومی چیه ولی کلا وقتی طرف تعارف میکنه ولی ته دلش راضی نیست مثلا دم در ممکنه بجای اینکه به طرف بگن بفرماین تو میگن نمیفرماین؟ خوب مسلما طرف هم در جوابش میگه نه مزاحم نمیشم.اینو میگیم تعارف آب حمومی ( حالا من میخواستم از مرادی شیرازی بنویسم این که شد فک و فامیل شیرازی) تو اخلاق هم مردای شیرازی تو جمع خیلی شوخ هستن اکثرشون ولی تو زندگی خصوصی اکثرشون مثل این سگایی که قلاده ندارن و چن روز گشنگی کشیدن دیدین؟ عین اونامخصوصا اگه بگی امروز که جمعه هست حوصله ی دیدن ننه ت رو ندارم حالا جالبه خیلیاشون خودشونم با مامانه زیاد خوب نیستن ولی نشون نمیدن و تظاهر میکنن و از اون بچه ننه ها بدتر میشن . چون مصنوعیه. البته از بس خاله زنک و حرف حرفکین تو جمع خودشونو خیلی عاشق پیشه ی زنشون نشون میدن اونم بشرطی که مادرشون تو اون جمع نباشه . دعاو ورد و جادو جنبل تو شیراز خیلی رایجه هنوزکه هنوزه فکر کنم بیشتر از شهرای دیگه کسی اگه تجربه ای تو این زمینه از شهرای دیگه داره بگه.

مردای شمالی: ماه . بخدا ماه هستن ۴ تا مرد شمالی رو میشناسم شوهرای دوستام اولا دست به سینه برای خانوماشون کلی تو کارای خونه کمک میکنن. مردای تمیز و مرتب یه جنتلمن واقعی هستن بخاطر همین هم هست که انقده حرف براشون در میارن چون مردای دیگه چش ندارن ببینن اینا بازناشون خوبن. مادر شوهر شمالی هم که گل بخدا. یه دوست دارم وقتی مادر شوهرش از شمال میاد خونه ش از اینرو باونرو میشه از تمیزی همه جا برق میزنه عروس و دختر براشون فرق نمیکنه. مهربون و خوش برخورد. دلشون خیلی پاکه هم زنش هم مردش. دست و دلباز تا دلتون بخواد هر چی برای دخترشون سوغات بیارن برای عروس هم میارن. مهمون نواز و دوست داشتنی.

مردای خوزستانی: زن دوست خیلی ولخرج برای زن و برای خودشونم. کلا خیلی دست به جیب هستن. بیشتر به سرو وضعشون میرسن تا خورد و خوراک و خونه شون اصطلاح اینکه "کسی که تو شکمم نیگاه نمیکنه ولی سرو وضعمو میبینن" در مورد اینا کاملا صدق میکنه. خوش برخورد و خوش سر وزبون . غیبت کن از نوع خوبش که آدم بدش نمیاد و حوصله ش سر نمیره . ازدواج مردای خوزستانی با دختر شیرازی یه کامبینیشن خوب و شیرینه برعکس با دخترای تهرونی. کلا با خوزستانی باشی چه دوست چه فامیل چه همسر خیلی فان هست. غیرتی از نوع قشنگش نه از نوع خرکی. خیلی هم براشون مهمه بچه شون پسر باشه البته این خصوصیات تو تمام ایران یا توبهتر بگم تو تمام دنیا همه ی مردا دارن ولی تو خوزستانیا فکر میکنم خیلی محسوسه حداقل من زیاد دیدم

مردای اصفهانی: ما شیرازیا میگیم دختر به اصفهانی نده ولی دختر از اصفهانی بگیر علتش هم اینه که میگن اصفهانیا به دختراشون دوتا کامیون جهیزیه میدن. اینم مردای شیرازی میگنا برای اینکه خسیس هستن نخوان خرج کنن کلا آدمای حسابگری هستن وبرای خودشون خیلی خوب خرج میکنن خیلی هم به سرو وضع خونه شون میرسن . خیلی هم تو حرف مردم هستن خیلی براشون مهمه که همسایه شون چی در موردشون فکر میکنه. کلا آدمای آرومی هستن و حریم خصوصی خودشونو حفظ میکنن. از بس مردای شیرازی خودشون یه چیزی شون میشه همش برای اصفهانیا در میارن که خسیسن از بس خاله زنکن بنظر من مردای اصفهانی طبق تجربه ی خودم برای زن و بچه شون خو ب خرج میکنن اینم از حسابگریشونه مثل مردای شیرازی نیستن که قربون ننه شون برن

مردای ترک : زیاد تجربه ندارم ولی خیلی زن دوست هستن خیلی هم تعصبی کلا خانواده دوستن خیلی دیگه خبر ندارم.

مردای تهرانی: از همه ی این بالاییا که گفتم بهترن همه ی خصوصیات بالا اگه درشون باشه بصورت خیلی کمرنگه .

شما هم از تجاربتون در مورد شهرای مختلف بنویسین مستفیض بشیم.

پ ن: اگه کسی از لرها هم میدونه برامون بنویسه من اصلا نمیشناسم مخصوصا بختیاریا یه چن تایی اینجا هستن خیلی کلاس بختیاری بودن میذارن و همیشه هم باافتخار میگن ثریا هم بختیاری بوده .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:9  توسط صدف  | 

اصلا نمیدونم چی بنویسم دست و دلم بنوشتن نمیره موضوع خنده دار بنویسم کی حال داره اینروزا بخنده موضوع سیاسی هم که حسش نیست فقط میرم اخبار میخونم گفتم بشینم یه بازی راه بندازم . باین صورت که همه ی دوستان رو تجسم کنم که چه شکلی هستن یعنی من اونارو چجوری مجسم میکنم خوب شروع میکنیم . اول بعضیا رو عکساشون دیدم برای همین در مورد اونا نظر نمیدم:

۱. عبرت بی اعتبار : آقا فرهاد هستن که عکسشون گوشه وبلاگشون هست خوب نظری نمیدم.

۲.مهربانو : اونم عکسشو دیدم وهمونجوری تصور میکردم باشه.

۳.نگین شیراز: یه دختر قد بلند و ترکه ای و خوش چشم و ابرو صورت سبزه نمکی

۴:چنچنه : حسن آقای خوش سلیقه با دستپخت خوشمزه ش ( خوش بحال زنش) با قد نسبتا متوسط و صورت تپل و سیبیل دارو پوست گندمی.

۵.زیتون:  مو خرمایی و صورت سفید با یه کم کک مک و کلا صورت شیطون قد هم حدود ۱۶۴

۶.ویولت گل که عکسشو دیدم

۷.شیوا:   با قد بالای ۱۷۰ موهای کوتاه و رنگ کرده صورت هم از اون شیطونای ور پریده.

۸.بابا جون شیرازی هم که عکسشون تو وبشون هست .

۹.نازخاتون: مو مشکی قد بلند صورت سفید

۱۰.امیریه: مو جو گندمی بدون ریش و سبیل قد هم حدود ۱۶۸

۱۱. پروین: تپل مو قهوه ای

۱۲.شهرام و فرزام و دختر ترشیده و کرگدن عکساشون رو دیدم

۱۳.مه ناز: موهای مشکی لخت بلند نه چاق نه لاغر پوست گندمی

۱۴:آرام: پوست گندمی موهای لخت صورت تپل قد هم حدودای ۱۵۷و ۱۵۸

۱۵.دختر بلا: سبزه و موهای مشکی قد هم همون حدودای آرام

۱۶.بچه قرتی:قد بلند و تپل و سفید با موهای نسبتا فرژل زده رو به بالا و تا رو شونه ها که همیشه هم بازه

۱۷.واما خشت مال: یه چیزی تو مایه های شیرعلی قصاب و اصغر قاتل با شونه های پهن و شکم گنده با سبیلای تاب خورده و و کله ی کچل 

۱۸.باربد : موهای مشکی یه کم حالت دار که همیشه دم اسبی میبنده یه گیتار هم همیشه پشت کولش میندازه .

۱۹.حوض ماهی و قدغن (شراره عزیز) و بی سرو ته ( افسانه جون) و شانتالی گل رو عکسشون دیدم پس میپرونیمشون.

۲۰. احسان( سیری در فرهنگ و هنر): ریش پرفسوری با موهایی ژل زده رو به بالا  ولی کوتاه.

۲۱.رهیار: یه پسر لاغر و سفید و عینکی همیشه هم پیرهن دکمه دار کرمی پوشیده .

۲۲. یه صدف دیگه : تپل و سفید و خوش چشم و ابرو.

۲۳.آی سین آی لان: باربارا خانوم قد بلند تو مایه های ۱۷۰ سفید با موهای کوتاه مش کرده چشمای درشت لبای گوشتی.

۲۴.خاتون: صورت گندمی و لاغر قد حدود ۱۶۵ مو مشکی یا قهوه ای تیره.

۲۵.سپیده : قد کوتاه حدودای ۱۵۵ سفید و در کل کوچولو مو چولو با موهای مشکی لخت

۲۶.شیرین( سطرهای زندگی) یه دختر شیطون و با قد متوسط موهای فرفری مشکی پوست گندمی

۲۷.کیمیا: قیافه جدی کمتر لبخند میزنه بیشتر جدیه موهای کوتاه همیشه هم شلوار جین میپوشه.

۲۸.سید مهران: یه پسر با قد متوسط بلند .لاغر مو مشکی کوتاه بیشتر هم پیرهن دکمه دار روشن میپوشه.

۲۹.نرگس : قد حدودای ۱۶۵ سفید موهای دم اسبی مش شده چشمای نسبتا درشت قهوه ای

۳۰.مهران: ته ریش قد متوسط با پیرهن دکمه ای قهوه ای

۳۱.زرین تاج: تپل سفید موهای رنگ شده ی قهوه ای قد متوسط

۳۲.تارا: موهای مشکی لخت صورت تپل قد بلند پوست گندمی

۳۳.بلفی: من همیشه این بلفی رو خیل تپل و خیلی سفید مجسم میکنم بخاطر اسمش فکر کنم هست.

۳۴.نعنا خانوم: یه خانوم حدودای ۵۰ سال صورت سبزه ی مهربون  که یه خط ۱۱ وسط دوتا ابرو داره با روسری ( هیچوقت روسریشو در نمیاره) نسبتا چاق .خیاطی هم بلده

۳۵.نیلوفر و سمیرا و اهورا که عکساشونو دیدم.

وای چقدر زیادین ماشالله . عجب غلطی کردما.

۳۶.سایه(شبهای بی ستاره) : قد بلند و لاغر سبزه با موهای خیلی کوتاه.

۳۷.چهل تیکه: یه چیزی تو مایه های مامان بزرگا ولی وقتی نوشته هاشو میخونم یه دختر مو کوتاه پسرونه با ابروهای پیوسته مجسمش میکنم

۳۸.محسن (بشارت فیلم): سبیل دار با موهای فرفری ژل زده

۳۹.سپیده ی صبگاحی: صورت جدی ابرو باریک کمونی مو کوتاه. قد حدودای ۱۶۴

۴۰.میترا: موهای بلند رنگ شده چشمای قهوه ای قد متوسط صورت گندمی

۴۱.گارنت : بخاطر اسمت خیلی تجسمت سخته یه دختر محکم استوار مثل سنگ نه ببخشید مثل کوه. آخه اسمت منو یاد سنگ میندازه سنگ گرانیت. خودت رو مو مشکی و سبزه مجسم میکنم

۴۱.سالی : سفید و مو بلوند با قد ۱۶۵

۴۲.مانیا : یه دختر ریزه میزه و زبل و شیطون که خیلی میخنده و همه رو دست میندازه با چشمای براق و موهای مشکی وکوتاه

۴۳.مرمر: عین سنگ مرم نرم و لطیف و سفید و ملایم و آروم

۴۴.شازده خانوم: ابرو پیوسته و کمونی صورت استخونی قد بلند و لاغر

۴۵. سانای: قد خیلی بلند موهای لخت و کوتاه

۴۶.زهره: عکستو دیدم ولی عینک داشتی برای همین تصور دیگه ای ندارم

۴۷.سرگردان : تو هم که تو وبت عکست هست . ولی همیشه دنبال یه چیزی داری میگردی.

پوووووووووووووووووووووه.

ماشالله خدازیادترتون کنه. اونایی که ازقلم انداختم کسایی هستن که زیاد بهشون سر نمیزنم و اینجا هم نمیان برای همین زیاد تصوری ازشون ندارم.

هر کی دوست داشت بیاد بازی.

پ ن:مایکل جکسون هم در سن ۵۰ سالگی  به دیار باقی شتافت . به تمام طرفدارانش تسلیت عرض میکنم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:59  توسط صدف  |