از همه بدتر وضع بانکها هست و شرکتهای بیمه که کلی تو این زمینه کارشونو از دست دادن و همه نگران وام خونه شون هستن نمیدونم وضع ایران چطوره ولی اروپا و آمریکا بخصوص که خراب .کانادا هم شنیدم خیلیا بیکار شدن. خدا بخیر کنه اونروز تو تلوزیون با یه چن تا اقتصاددان مصاحبه میکردن که میگفتن بیکاری بدترین چیزه چون طرف وام خونه و ماشینشو نمیتونه بده قیمت خونه سرسام آور پایین اومده باین معنی که خونه شو هم نمیتونه بفروشه از یه طرف خریدار هم نیست.خلاصه خونه هست که از طرف بانکها تو اکسیون میره البته تو آمریکا خیلی بدتره اینجا باون بدی نشده. تو شاپینگ سنتر ها هم بوضوح دیده میشد قبل از کریسمس هیچوقت سابقه نداشت سنترها بخلوتی امسال باشه با توجه باین که فصل خرید بود حالا هم تو تلوزیون نشون میداد هم اینجا هم آمریکا همه ی فروشگاها ۵۰ یا ۷۰ درصد رو اجناسشون حراج زدن ولی بازم خریدار نیست بهمین ترتیب رو همه چی اثر میزاره صاحبای رستورانا هم شاکی بودن که مشتریاشون کم شده تنها کسایی که خوشبحالشونه و زیاد حس نمیکنن این سوپر مارکتها هستن که مواد غذایی دارن .
و این مغازه های عرب و ترک و افغان که مواد غذایی و میوه و نون واین چیزا دارن آخه طرف بیکار بشه بالاخره ماست و تخم مرغ و برنج و نون و از این چیزا میخوره حالا به هر قیمتی.
وضع رشته های بهداشت مثل پرستاری و پزشکی و بیمارستانی هم بد نیست خلاصه که حسابی نگران هستیم منی که نیمه وقت کار میکردم و وقتی بهم زنگ میزدن که بجای فلانی برم کلی ناز میکردم میگفتم نه این ویکند میخوام خونه باشم یا نمیتونم و از این حرفا از ترسم که خدای نکرده شوشو بیکار بشه تمام وقت که مثل بچه های خوب میرم تازه کشیکهای اضافی هم ور میدارم چون وضع اقتصادی که خراب شده وضع روحی مردم زیاد مساعد نیست مراجعه کننده هامون زیاد شدن ولی خدا بهمون رحم کنه چون من حوصله ی اضافه کاری ندارم پس بهتره شوشو بیکار نشه. آمین
نتیجه ی اخلاقی داستان: اونایی که میخوان بیان خارج هر جا و هر کشوری بخدا مغازه داری خیلی بهتره مخصوصا همین مدل مغازه هایی که گفتم چون ریسک خیلی توش نیست . رشته های مهندسی موقع بحران خیلی در معرض خطر هستن. آها اونایی هم که مکانیکی بلدن تو خارج واقعا پادشاهی میکنن این عین حقیقته غلو نمیکنم. طرف فقط روغن ماشین عوض میکنه دست کم ۲۵ یا ۳۰ یورو میگیره.
۲. خوب بگذریم اگه یادتون باشه گفته بودم یه دوست ایتالیایی دارم قراره دعوتش کنم از پیتزاهای خودمون بهش بدم چن روز پیش اینجا بود وقتی پیتزا رو از تو فر در آوردم چشاش گرد شد گفت مطمئنی باین میگین پیتزا؟ این که همه چی روشه . تازه من مثل ایران کالباس نداده بودم روش چون کالباسای اینجارو دوست ندارم فقط سوسیس بود و گوشت و قارچ و فلفل دلمه و مثل ایران یه عالمه پنیر . آخه پیتزای ایتالیایی شاید یه قلم یا دو قلم از اینا رو ش باشه بعد نونش هم خیلی نازکه انقدر هم قطور نمیشه بعد پنیر هم زیر مواد میدن روش خیلی نمیدن. ولی وقتی خورد مخصوصا بتقلید از من کچاپ هم روش داد خیلی خوشش اومد ولی گفت من بعنوان یه غذای جدید اینو میخورم بعد ماکارونی هم که براش کشیدم خیلی از ته دیگش حال کرد گفت بابا ایرانیا خیلی ابتکار دارن این غذای ما هست ولی من تاحالا همچین چیزی نخورده بودم بیشتر ته دیگ خورد ولی براش جالب بود ما ماکارونی رو دم میکنیم. خلاصه کلی خوش بحالش شد بعد میگفت اونوقتا پیتزا غذای فقیر فقرا و کارگرا بوده تو ایتالی بعدهی مدلش دادن و رنگ و لعابش دادن شده این.
وای چقدر حرف زدم.

