تبليغاتX
صدف

صدف

خوب امروز میخوام یه کم بحث علمی راه بندازم. هیچ دقت کردین که بعضی کارا رو آقایون خیلی بهتر انجام میدن؟ مثلا آدرس یابی ( به فمینیستهای عزیز بر نخوره. خیلی واقعیتها رو باید قبول کرد چون ثابت شده). یا مثلا کارایی که مربوط به قدرت خلاقیت هست خانومها بهتر انجام میدن.

هاوارد گاردنر روانشناس آمریکائی تئوری داره در مورد اینتلیجنت های آدمی و اونارو به ۷ دسته تقسیم کرده که شامل: ریاضیات. موزیک . زبان . ورزش و کارهای تحرکی . آدرس یابی . احساسات درونی منظور روش کنترل احساسات یا ارتباط با خود. روابط اجتماعی .

امیدوارم ترجمه فارسیش درست باشه.

میزان بالا بودن این استعدادها تو هر کسی متفاوت هست و ثابت شده که اکثر آقایون تو آدرس یابی از خانومها خیلی بهتر هستن و کم پیدا میشه که یه آقا آدرس سوال کنه اول سعی میکنه که خودش پیدا کنه بعد سوال کنه خوب من فکر میکنم یکی از علتهاش میتونه کم حوصله بودن خانوما هم باشه.

چقدر خوبه هر کسی استعدادهای خودشو بشناسه و بتونه پرورشش بده. نگاه کنین میبینین خیلی از اونایی که معلول جسمی هستن یکی دوتا از این استعدادهاشونو واقعا پرورش دادن و خیلی موفق تر از یه آدم سالم هستن. یا مثلا معلول ذهنی که تو تمام اینا ضعیف هست اگه از اول تحت تعلیم درست قرار بگیره مثل یه آدم سالم میتونه باشه.

یا مثلا قدرت خلاقیت و فانتزی در نیمکره سمت راست مغز واقع شده. و در این زمینه خانومهاخیلی بهتر از آقایون هستن. شاید هم بیشتر به این خاطر هست که خانومها بیشتر دنبال قدرتهای ماورائ الطبیعه هستن یا مثلا ا گه اتفاق نا خوشایندی بیفته سعی میکنیم ربطش بدیم به یه نیروی منفی یا فانتزیهایی که تو ذهنمون داریم . شما چی فکر میکنین ؟ چرا خانوما بیشتر دنبال این نیروها و قدرتهای ماورائ الطبیعه هستن؟

پ ن: یه وقت سوئ تفاهم نشه من بخدا معتقدم منظور من داستانهای غیر واقعی که ساخته و پرداخته ذهن ادمی هست رو زیاد قبول ندارم یا اینکه مثلا طرف اتفاق نا خوشایندی براش میفته میگه خدا به این خاطر خواسته نشونم بده یا ازم انتقام بگیره  خدا هیچوقت انرژی منفی برای بنده هاش نمیفرسته.

پ ن ن : من بسلامتی یکشنبه میرم تعطیلات  بمدت دو هفته نیستم. دلم براتون تنگ میشه  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 14:59  توسط صدف  | 

به به به به خیلی ممنون (بقول مهران مدیری) گذشته از شوخی از همتون ممنون واقعا از خوندن نظرات لذت بردم. ولی خوب بیشتر منظور من این بود که نظر شخصی خودتون رو بدونم بدون فکر کردن به مسئله شرعی و اسلامیش. من خودم بشخصه اگه میخواستم انتخاب کنم تر جیح میدادم که دوست باشم ولی زندگی نکنم همون کاری که خیلیای که اینجا هستن میکنن. نمیدونم شاید چون با یه فرهنگ دیگه غیر از اینا بزرگ شدم. ولی وقتی بدوستای دانمارکیم که با بوی فرندشون زندگی میکنن نگاه میکنم و از شون حرف میکشم میبینم اینا از خداشونه که بوی فرندشون باهاشون ازدوا ج کنن در واقع پسره هست که زیر بار نمیره شاید بخاطر همون مسئله تقسیم اموال یا شاید هم مسئولیت .یعنی اینجورا هم نیست که مثلا طرف میشینه میگه ازدواج یه کاغذه بنظر من که همش کشکه . خیلی هم دلشون میخواد ازدواج کنن شاید بوی فرنداشون همچین نظری داشته باشن .

نشون به این نشون که   خیلی از دخترای اینجا وقتی بسن ۳۵و ۴۰ میرسن و میبینن هنوز ازدواج نکردن و بچه ای هم ندارن میان سراغ مردای کله سیاه (خارجی مثلا ایرانی. عرب. ترک) یه مدت باهاشون هستن و عاشق ومعشوق الکی  و به اقا هم میگه من اول باید بشناسم و از این حرفا و فعلا هم دارم قرص جلوگیری میخورم یه دفعه بعد از چند ماه آقا میبینه به به شکم گرل فرند خانوم بالا اومد و خانوم میگه من حامله هستم و میخوام بچه رو نگه دارم .

حالا این وسط یا دعواشون میشه و اقا قهر میکنه که در هر صورت فایده ای نداره خرج بچه با بابا جون هست حتا اگر هم با هم زن و شوهر نباشن و زندگی نکنن در هر صورت یه کلاه گشاد سر اقا پسر گوگور مگوری رفته .

 بعضی وقتا هم آقای بوی فرندمیبینه کاری نمیتونه بکنه میگه ای بابا حالا ما هم یه زن و بچه خارجی مو زرد داشته باشیم تازه کلی هم تو ایران باهاش پز میدیم و اینجوری میشه که میگه خوب حالا حد اقل برای حفظ ابرو جلو عمه و عمو  و مامان بابا عروسی کنیم که یه وقت رفتیم ایران نگن این بچه از کجا اومده .

اگرنگاه کنین ۹۹ درصد اونای که با زن غربی ازدواج کردن بهمین صورت بوده حالا شاید صداشو در نیاوردن که خانوم اول حامله شده چون سنش بالا بوده و دیگه کسی از هموطناش تحویلش نمیگرفته بنا بعبارتی رفته تو پاچه شون ( بقول ما شیرازیا) بنابراین خیلی از کسای هم که میگن ازدواج کاغذه از ته دلشون نیست. 

حالا یکی از همکلاسیای منم همین بلا سرش اومده آقا پسر همش ۲۱ سالشه و اهل مصر هست با یه دختر دانمارکی ۳۵ ساله دوست بوده ودختره حامله شده  حا لازائیده یه دو قلوی ناز هم اورده . خرج بچه رو بابا باید بده پس سنگینتره که ازدواج کنه به ننه باباش هم زنگ زده اونا هم از مصر دارن میان باهاش هم شرط کردن که ما تو کلیسا نمیایم .بسلامتی. ولی بنظر من این بدجوری کلاه گذاریه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط صدف  | 

سلام قبل از هرچیز از همه کسانی که بفکر من هستن و احوال میگیرن ممنونم نظر لطف شماست.

امروز میخوام در مورد مسئله ای که تو غرب خیلی عادی هست و تو ایران یه تابو هست بنویسم و اون بچه دار شدن و زندگی کردن بدون ازدواج هست. یعنی که دو نفر که با هم دوست میشن بعد از یه مدت دوستی تصمیم میگیرن که با هم زندگی کنن ممکنه این زندگی بدون ازدواج سالها طول بکشه و بچه دار بشن و بعد از بچه دار شدن تصمیم بگیرن که رسمابه کلیسا برن و ازدواج کنن واین در حالیه که بچه شون هم حضور داره در ازدواجشون یا شاید حامله باشن و لباس عروسی بتن کنن.

بعضی ها هم نه بعد از زندگی زیر یه سقف میفهمن که برای زندگی بدرد هم نمیخورن و با هم خداحافظی میکنن نمونش یکی از دوستای من بعد از ۵ سال که با یه پسره دوست بود تصمیم میگیره که با هاش زندگی کنه ولی بعد از ۳ ماه که باهاش زندگی کرد ازش جدا شد چون معتقد بود "برای دوستی خوب بودیم ولی زیر یه سقف نتونستم باهاش کنار بیام". علت این رویه هم اینه که میگن ازدواج فقط یه کاغذه مهم عشق و تفاهم هست.

براستی اگه همچین روشی تو ایران رواج داشت خوب بود؟

وقتی همگی نظر دادین تو پست بعدی حسابی روش بحث میکنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:15  توسط صدف  |